|
انا لله و انا الیه راجعون |
|
|
|
انا لله و انا الیه راجعون |
|
حضرت آيتالله العظمی علي صافي رضوان الله |
|
چشم انداز كوتاه و شيوه اجتهادي |
|
بنابر اصل بنيادي« انسان با فطرت خدادادي و موجوديت تكويني خود يك موجود استدلالي است و طبعاً هم در نظريات علمي و هم در قضاياي عملي خود راه استدلال را مي پيمايد »[1] بي ترديد آغاز و انجام يك پژوهش هر اندازه كه باشد و با هر آبشخور فكري و بينشي و در هر موضوع علمي و تخصصي و يا هر نام و عنوان، ضرورت حتمي دارد كه بياد كار را بر يافتهها بگذارد نه عرضه شده ها به اين معني كه پژوهشگر بايد با نگاهي اجتهادي موضوع را پيگيرد و پيوسته در تلاش باشد تا همه نيروي خويش را به كار گيرد آن هم در اندازه امكان و گفتهها و نكتهها را در هر زمينهاي با نگرشي باز بنگرد، نظرهاي موافق و مخالف را بي هيچ موضعگيري و تعصب شخصي يا صنفي يا جز آن با شرح صدر و فارغ از هر گونه حب و بغض يا پيش داوري مطالعه كند از هر گونه قضاوت شخصي تا اندازه وسع خودداري نمايد و در صدد بر آيد تا از درون واقعيت ها و با همتي مجتهدانه و حقيقتياب راه پژوهش را پيگيرد، سپس مجموعه يافتهها را كه در حكم مواد خام تحقيق به شمار ميروند كنار يكديگر گذاشته با ذهني ورزيده و بدون غرض سره را از ناسره جدا كرده مطالب را دسته بندي نموده و به طور استدلالي به نتيجهاي كه اين مجموعه پژوهش ارائه ميدهد دست يابد در اين صورت است كه كار پژوهش تا اندازه كمي به حقيقت نزديك ميگردد و پژوهشگر را آرامش بخشيده ديدگاهي كه در هر زمينهاي عرضه كرده قابل استفاده قرار ميدهد از سويي چنان باوري مجتهدانه ايجاد ميكند كه پايبندي به يافته هاي استدلالي و اجتهادي اش او را نستوح و استوار ميسازد، هر چند ناقص باشد و آخرين گام را بر نداشته باشد زيرا يقين دارد كه او تا اين مرحله پيش آمده و ديگران گامهاي روشنگر و فرازمندتري را بر خواهند داشت بنابراين پژوهشگري كه پيوسته مطالعه و تحقيق و نقد و نظر و تحليل مي پردازد و به انديشه نوين در پژوهش خود دست مييابد، چونان فرد عامي نيست كه عمر را در يك محور دور بزند و سمعاً و طاعتاً بگويد و مطيع محضر دريافتها و انديشههاي ديگران باشد و با ترس از سنگ اندازان و نان به نرخ روز خوران بي ثبات در داوري و انتخاب، ديدگاههاي اجتهادي و دريافتهاي اصولي خويش را ابراز ندارد به ويژه كه اين پژوهشگر لب بر نفع و جاه و ستايش ستايشگران فرو بندد و خاك بي اعتنايي و وارستگي بر چهره و رخسارشان فرو پاشد كه رسول گرامي اسلام (ص) فرمود: وخشوا في وجوه المداحين التراب و چنان استوار و نستوح در موضع اجتهادي پاي فشارد و از خويش مايه بگذارد كه كوه ها به لرزه در آيند و او هرگز از جايگاه اجتهادي خويش گامي پس نگذارد و دادورزي و انصاف را محور و معيار داوريهاي خويش قرار دهد و در اين خصيصه اجتهادي اصل انسان ساز مراقبه را شيوه سازد تا كه عدالت او را ملكه گردد و در نتيجه مثقال ذرهاي پاي را از حق فراتر نگذارد و يا در احقاق حقي كوتاه نيايد زيرا در اين صورت است كه ميتواند لبّ لباب و حقيقت محض احكام الهي را كشف نمايد و بيپيرايه راه مستقيم در شريعت را بيابد و به ديگران بنمايد، چنانچه خود راهي عملي است نه حرف و رهنمود اسوه كرداري مي شود تا مردم او را راه بلد و معلم طریق خويش گيرند و فساد و صلاح و امور زيستيشان را در هر موردي نيك بشناسند و با به كار گيري هر حكمي از احكام به حياتي مناسب با شريعتي الهي بهره شان گردد و در يك كلمه خير و صلاح دنيا و كمال و سلامت جهان ديگر نصيبشان گردد. به همين دليل است كه كار اجتهادي سترگ مردان مرد و استوار قدمان نستوح و آزاده و اسوه هاي دادورزي و وارستگي و ايثار و افراد خوش ذوق و پر استعداد و حقيقت جو و در عين حال عينيت يافته هاي كرداري و استوره هاي به حقيقت پيوسته عدل و تقواي و جهاد و اجتهاد را مي طلبد و هر كتاب خوانده شركت كننده در درس خارج و صاحب كتاب و تأليف و رساله و درس و بحث را هر چند دايره المعارف علوم ديني و معارف باشد نه ميتوان نه شريعت مطهر محمدي اين اجازه را مي دهد كه او را جامع الشرايط پذيرش دانسته و پيروي اش را تأييد نمايد زيرا تنها يك ويژگي خلقي ناساز و به تعبير امام صادق (ع) "آفت العلما" اگر در او باشد مشمول "فاتهموه علي دينكم" مي گردد رياست طلبي! چه رسد كه زمام امور ديني و دنيايي مسلمانان را در اختيار گيرد بنابراين سخن بر سر پذيرش يا كنار زدن فرد يا افراد و امتيازات علمي و پژوهشي و اجتهاد آنان نيست چون هركس آن مي ارزد كه می ورزد و براي خودش جايگاه ارزشي و فقهي و علمي خود را دارد و مايه تقدير است و هرگز كسي را نرسد كه علم عالمان و پژوهش پژوهشگران، تلاشهاي صاحبان انديشه و برجستگان معقول و منقول و معارف و اصول و فقه و كلام و غيره دست كم گيرد يا خدايي ناكرده مورد بياعتنايي قرار دهد بلكه بحث بر گزينش معالم طريق حق و عدل و توحيد و اسوه هاي كرداري و تجسم عيني ارزشهاي مطعالي قرآني و ايماني و يافتن راه بلدان كاروان در حركت يتيمان آل محمد است كه انها را چگونه راه نمايند، به كجا و با چه ميزان از رهنمودهاي تطبيق يافته با حقايق قرآني و زلال آموزهها و معارف بي پيرايه مكتب اهل بيت رسول الله (ص) كه درود و بر اهل بيت مطهرش باد راستي وقتي عالم عارف و فقيهي جامع الشرايط و صاحب كمال و زهد و تعبد و تقوا و مصداق عيني ان ما يخشي الله من عباده العلما يعني مرحوم آيت الله العظمي آقاي بهجت (ره) اينگونه ره مينمايد و معلم طريقي را مينمايد و ميشناساند كه حضرت آيت الله العظمي علي صافي گلپايگاني حفظه الله را اعلم و اتقي و اقدم ميدانند [2]. با چه انگيزهاي و در طلب رضايت چه كسي يا كساني اينگونه ره مينمايد و جهت ميدهد، ايا از پيام وارسته مردي جامع الشرايط و درايت و تقوا پيشهاي رباني اين مطلب فهميده ميشود كه تنها مقلدين ايشان به آيت الله العظمي علي صافي گلپايگاني حفظه الله رجوع كنند، چنانچه برخي نوشته و مينويسند، آن هم براي پرداخت وجوهات شرعيه و آيا ارجا براي دريافت اين قبيل وجوهات نياز به اين عبارت وزين دارد؟ يا كه اين شاگرد مرحوم آيت الله عظمي آقاي بروجردي، مردي كه همام وار عمري را با مراقبه و در زهد سپري كرد، نيك ميدانست كه چه ميكند و به چه دليل يا دلايلي از اين فقيه اصولي جامع الشرايط كه از شاگردان برجسته و ممتاز آيت الله العظمی بروجردي (ره) است اين گونه ياد ميكند يقيناً مرحوم ايت الله العظمي بهجت (ره) وجوه تقدمی را با ذهن فعال مجتهدانه و متقي خويش تشخيص داده كه اين عبارت بس گران سنگ و پر مسئوليتي را بيان كرده و به ايشان ارجاع داده است زيرا اين عبارت پيامبر اكرم(ص) در جلد 8 صفحه 291 الغدير كه مي فرمايد " من تقدم علی المسلمین و هو یری ان فیهم من هو افضل منه ، فقد خان الله وسرو المسلمین " دو روي سكه را مي نمايد همان كه خود مي داند تقدمی ندارد و خويشتن را مقدم مي شمارد و امور مسلمين را من غير شرع در اختيار ميگيرد، همان كس كه ناشناخته و با درايت به تقدم فاضل بر افضل تن در ميدهد به خدا و رسول او جفا كرده است، بنابراين عيان نياز به بيان ندارد. خانه اين فقيه بزرگ 97 ساله به سان يك منزل بسيار معمولي است و به روي همگان گشوده است نه دربان دارد و نه نياز به گرفتن وقت ملاقات، ان هم در اين زمان و شرايط ساده زيستي فروتني و در عين حال عامل به "التکبر مع التکبر صدقه" مردم ،دين باوري ، صراحت در بيان ،بي روي و ريا بودن، فرياد عليه نام و نشان دارها، خدا ترسي و مراقبه در هر زمينه اي شيوه سيره او بوده و هست كساني كه ايشان را در طول بیش از 70 سال اقامت در قم مي شناسند نيك مي دانند سخني به گزاف ننوشته ام هر كس كه مايل است او را بهتر بشناسد مي تواند از نزديك در خانهاي كوچك و اتاق محقر با ایشان ملاقات کند . بسم الله. تا دریابد و بفهمد که چرا مرحوم ايت الله العظمي بهجت (ره) ، او را اعلم می داند و می نماید .در پایان این مقال شاهد مثال را به ابیاتی از دیوان اشعار رازدل ایشان آورده و هرگونه داوری و انتخاب را به خوانندگان واگذار می کنیم.
در مقدمه ديوان اشعار راز دل آمده است در تاريخ فكري و ادباي تشيع اين اسوههاي حق پرداز و بيدار بخش هميشه وجود داشته و دارد و در اين زمان برجستگان علم و فقاهت و اجتهاد و عرفان و ذوق هر چند انگشت شمار راه را مينمايند كه اينگونه بايد بود آري، اينگونه چون فقيه عارف آيت الله العظمي علي صافي گلپايگاني حفظه الله كه آزاده مردي است بزرگ عالمي برجسته، مجتهدي مردمدار و وارسته و غيره.... و در يك كلمه آنگونه كه بايسته است تا يك فقيه شيعي باشد خويشتن را نموده و مينمايد و به ويژه به نقل از امام صادق(ع) كه فرمود مداد العلما افضل من دما الشهدا تحقق بخشيده آثار علمي فقهي و اصولي كه اغلب انها به چاپ رسيده است و از آن جمله راز دل ديوان شعري هزار و چند صفحهاي كه اين در پايان اين مقال ابياتي از آن را به عنوان زينت بخش ذکر ميكنيم.
|
گر هوایی هست در سر جز هوای یار نیست
|
گر رهی پویم ، به غیر از راه آن دربار نیست
|
|
گربگویم یار ، مقصودم بود پروردگار
|
گر رهش خواهی به جز راه اولوالابصار نیست
|
•1- علامه محمد حسين طباطبايي ص40
2.نظر به اینکه مراجع و علمای طراز اول بر وجوب بقا بر میت اعلم نظر داده اند و با توجه به اینکه حضرت آیت الله العظمی بهجت قدس سره الشریف ، حضرت آیت الله العظمی علی صافی را اقدم و اتقی می دانستند و معظم له (حضرت آیت الله العظمی علی صافی) بقا بر ایشان و استمرار شیوه ایشان در حوزه های علمیه سراسر کشور و خارج کشور حکم و امر نموده اندو ...
|
|